ياشاسين شاهين دژ
یک شنبه 30 مهر 1391برچسب:, :: 7:51 ::  نويسنده : علي
 
 

گورمه

درهٔ گورمه
Goreme valley.jpg
اطلاعات اثر
کشور پرچم ترکیه ترکیه
نوع ترکیبی
معیار ثبت i, iii, v, vii
شمارهٔ ثبت ۳۵۷
منطقه اروپا
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت ۱۹۸۵ (طی نشست نامشخص)
 

درهٔ گورمه و پناه‌گاه‌های ساخته شده در صخره‌های آن، آثاری به جای مانده از زیست‌گاه‌ها، خانه‌ها و روستاهای مردم غارنشین و شهرهای زیرزمینی دوران Iconoclasitic است. درهٔ گورمه در سال ۱۹۸۵ به فهرست میراث جهانی یونسکو در ترکیه اضافه شده‌است.

نگارخانه

چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 8:52 ::  نويسنده : علي
 
 

چگور

Kopuz.jpg
 

چُگور، چوگور یا قُپوز سازی است از خانوادهٔ سازهای زهی مقید از ردهٔ تنبور که به آن دوتار نیز می‌گویند. چگور مرکب از یک قطعه چوب مجوف بر شکل عودی کوچک است که دارای پنج وتر می‌باشد

ساختمان این ساز از یک کاسه طنینی گلابی شکل و دسته‌ای مانند دسته تنبور تشکیل می‌شود. کاسه اش از سه‌تار بزرگ‌تر است. نوعی از چگور، دو تار فلزی دارد و به همین سبب به آن دوتار نیز می‌گویند.

نواختن این ساز هنوز هم میان ترکمانان و اهالی آذربایجان ایران رایج است. نیز (دوتار و تنبور). چگور رایج در جمهوری آذربایجان و نواحی ترک‌نشین ایران، معمولاً نُه‌سیمه است و نسبتاً از دوتار و تنبور بزرگ‌تر است.

چگور نزد عاشیق‌ها در آذربایجان قُپوز (و ساز) نامیده می‌شود و سازی شبیه باغلاما است.

تفاوت چگور معمول در منطقه همدان با قوپوز یا ساز عاشیق‌های مناطق دیگر آذربایجان و سازهای مشابه ترکیه‌ای (چؤگؤر، باغلاما، تامبورا و دیوان) در کوک سیمها و تعداد و فواصل پرده‌هاست؛ همچنین سازهای مذکور در شکل و اندازهٔ کاسه و صفحه تفاوتی اندک با هم دارند.

کوک چگور رایج در بین ترکهای همدان

  • چؤگؤر یا چگور مورد استفاده در مناطق ترک نشین همدان معمولاً نه سیمه است و به طور معمول درحالت دست باز، سه سیم پایین چوگور کوک re و شش سیم بالا کوک do دارند.
  • گونهٔ دیگر از کوک چوگور هم به همین صورت است؛ جز اینکه سیم چهارم  کوک sol می‌گیرد. این کوک، زارِنجی نام دارد و کاربرد آن در مقایسه با کوک پیشین، کمتر است.
  • در گذشته گونه‌ای کوک به نام زنگ شتر رایج بود که امروزه تقریباً به فراموشی سپرده شده است.
  • برای اجرای مقامهای شبیه به دستگاه ماهور (یا راست‌پنجگاه همچون کوراوغلو) بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را فا کوک کرد.
  • برای اجرای سه گاه ترکی بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را می کوک کرد.

پرده بندی چگور همدان

به طور معمول چگور دارای یازده الی سیزده پرده است؛ اما نوازندگان حرفه‌ای این ساز گاه چندین پرده روی صفحه چگور تعبیه می‌کنند (با نواری باریک از جنس حصیر یا نخ پلاستیکی). معمولاً غیر از پرده اول چگور که ربع پرده یا اصطلاحاً کرن است، بقیه پرده‌ها یا اصلی است یا نیم‌پرده.

پرده‌هایی که در نواختن اغلب مقامها و نغمه‌های ترکی به کار می‌رود، عبارت است از اول، سوم، پنجم، هفتم، هشتم و دهم.

چوگورنوازان در اجرای برخی از مقامها با انگشت شست بر سیمهای واخوان (شش سیم بالا) پرده‌گیری می‌کنند (عاشیقهای آذربایجان و به‌خصوص اوزانهای ترکیه در استفاده از سیمهای چهارم به بعد مهارت بیشتری دارند).

از تکنیکهای نواختن چگور می‌توان به نواختن سرانگشت سوم یا چهارم دست راست بر صفحه چگور اشاره کرد که در بین نوازندگان سازهای خانواده باغلاما در کشور ترکیه نیز مرسوم است. در پرده‌گیری نیز در حالت نزولی دست چپ بر دسته ساز، نوازنده معمولاً با انگشت سوم بر پرده la کرن پس از پرده la وsol بمل پس از پرده sol اشاره می‌کند. این فن در نواختن کمانچه محلی نیز کاربرد دارد.

منابع

  1. فرهنگ فارسی معین و دهخدا.
  2. سرای فرهنگ
  3. قاری کؤک یعنی کوک قدیمی
  4. سیم زارِنجی
  5. Həmədan-Azərbaycan
  6. همان
چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 8:36 ::  نويسنده : علي
 
 

بخشی

بَخشی (در ترکمنی: باغشی: Bagşy) لقبی است که به برخی از نوازندگان دوتار در شمال خراسان و ترکمن‌صحرا داده می‌شود. بخشی‌ها نوازندگان دوتار، آوازخوان، داستانگو، سراینده و سازندهٔ ساز (دوتار) هستند. اصلی‌ترین مراکز بخشی‌ها قوچان، بجنورد و شیروان است.

بخشی‌ها روایتگران فرهنگ شفاهی این منطقه از ایران هستند و از احترام و جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. بخشی‌ها معمولاً به بداهه‌نوازی و بداهه‌گویی معروف بوده‌اند و توانایی نوازندگی و خوانندگی در مدت زمان طولانی را دارند. از قدیم بخشی‌ها معمولاً در مجلس‌های عروسی و شادی‌ها به هنرمندی می‌پرداختند و اجرای برنامه در مراسم سوگواری مرسوم نبوده‌است.

در روایت عامیانه لقب بخشی این‌گونه تعریف می‌شود: بخشی کسی است که خداوند به او موهبت و مقامی ویژه بخشیده‌است. بنابراین یک بخشی افزون بر اینکه لازم است در نوازندگی چیره‌دست، در خوانندگی خوش‌صدا و در داستانگویی و شعرخوانی مسلط باشد، باید از نظر آگاهی و عرفان به مرحله‌ای برسد که شایسته عنوان بخشی شود.

از دیدگاه هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، در موسیقی شمال خراسان بخشی‌ها بر چند نوع‌اند که بخشی‌های مذهبی یکی از انواع آنهاست. بخشی حاج قربان سلیمانی بر این اعتقاد بود که یک بخشی نباید به کسی یا چیزی محتاج باشد و باید به تنهایی از عهده تمام مراحل خلق یک اثر برآید

از سرشناس‌ترین بخشی‌های شمال خراسان می‌توان از استاد بزرگ زنده یاد (که استاد اغلب بخشی های بزرگ بود)، استاد بزرگ زنده یاد احمدقلی احمدی که بهترین شاگرد خان محمد قیطاقی بود، استاد زنده یاد حاج قربان سلیمانی، استاد زنده یاد عباسقلی رنجبر، استاد (فرزند و جانشین حاج قربان سلیمانی)، استاد زنده یاد محمدحسین یگانه، استاد زنده یاد ، استاد ، استاد آی‌محمد یوسفی، استاد نام برد. از میان بخشی‌های ترکمن نیز ، خلیفه ، اولیاقلی یگانه و قابل ذکرند.

چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 8:31 ::  نويسنده : علي
 
 

رقص‌های آذربایجانی

 

 

 

ی

 
چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 8:23 ::  نويسنده : علي
 
 

رقص هالای

هالای(به ترکی آذربایجانی: Halay) (به انگلیسی: Yalli) از جمله رقص‌های فولکلوریک قدیمی اهالی آذربایجان است.

 
رقص هالای

هالای نامی کلی است و به رقصهایی اطلاق می‌شود که صرفا با آواز و کف زدن همراهی می‌شوند. این آواز در مراحل اولیه بطور آشکاری نشانگر مشخصات رقص معیشتی بود. "هالای" از محصول سخن می‌گوید، و القا کننده زحمت فراوان و کار بلند مدت است. "هالای" در منطقه آستارا - لنکران و کمی مایل به شمال این منطقه پا به عرضه ظهور نهاده‌است.

منبع

 

چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 8:12 ::  نويسنده : علي
 
 

ترکمنستان

ترکمنستان (به فارسی دری: ترکمانستان) (به ترکمنی: Türkmenistan) کشوری در آسیای میانه است. این کشور تا سال ۱۹۹۱ با نام جمهوری شورایی ترکمنستان یکی از جمهوری‌های تشکیل دهندهٔ اتحاد شوروی بود. ترکمنستان از جنوب با افغانستان و ایران، از شمال با ازبکستان و قزاقستان و از باختر با دریای خزر همسایه و از طریق این دریا با کشورهای جمهوری آذربایجان و روسیه نیز همسایه‌است. نام کشور «ترکمنستان» از دو بخش «ترکمن» و «ستان» تشکیل شده که به معنای "سرزمین ترکمن‌ها" است. بیشتر مردم این کشور از قوم ترکمن هستند و به زبان ترکمنی (شاخه‌ای از زبان‌های ترکی‌تبار) صحبت می‌کنند.

۸۰٪ درصد مساحت ترکمنستان را صحرای قره‌قوم تشکیل می‌دهد که دارای آب و هوای خشک است. ولی ناحیه رشته کوه کپه داغ در جنوب کشور و نزدیکی مرز ایران آب و هوای مناسبی دارد و عشق آباد و سایر شهرهای مهم در این ناحیه هستند. ترکمنستان دارای منابع بزرگ گاز است که آن را به کشورهای مختلف از جمله ایران صادر می‌کند. رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۷ براساس آمار صندوق بین‌المللی پول حدود ۱۱٫۵٪ بوده‌است که آن را یازدهمین کشور دارای رشد اقتصادی سریع می‌سازد.

 
نقشه ترکمنستان

تاریخ

ترکمنستان در ادوار مختلف منطقه استراتژیک و مهمی برای حکومت‌های منطقه بوده‌است. این کشور در زمان هخامنشیان از ساتراپ‌های خوارزم، پارت و مارگیانا(مرو) تشکیل می‌شده‌است.

در قرن چهارم قبل از میلاد اسکندر مقدونی آسیای مرکزی را فتح نمود و جاده ابریشم را بنیان نهاد و به این منطقه رونق اقتصادی و فرهنگی بخشی و اهمیت این منطقه را دوچندان نمود. و هشتاد سال بعد در شهر نِسا پادشاهی اشکانیان پایه گذاری شد. و پس از اشکانیان و با روی کار آمدن ساسانیان نسا اهمیت خود را از دست نداده و از شهره‌های مهم آن دوران بود.

قرن هفتم میلادی با گسترش اسلام در آسیای مرکزی این منطقه بوسیله اعراب فتح و جزو ممالک اسلامی گردید. و در سالهای با نقل مکان کردن مامون به شهر مرو این شهر به عنوان پایتخت خراسان بزرگ شناخته شد.

در اواسط قرن یازدهم میلادی سلسله سلجوقیان امپراطوری خود را در ترکمنستان کنونی تشکیل و بزودی از شرق تا چین و غرب تا دریای مدیترانه گسترش یافت و این شکوفایی و قدرت تا قرن دوازدهم ادامه داشت و با حمله چنگیزخان مغول استقلال امپراطوری سلجوقیان سرنگون گردید.

پس از حمله مغول این سرزمین مورد تا قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی مورد کشمکش حکومت‌های ایران، خانات خیوه و خانات بخارا و همین طور افغانستان بوده که جنگ‌های زیاد موجب ویرانی و فرار بسیاری از مردم، دانشمندان و ادبا به سایر مناطق و کشورهای همجوار گردیده‌است. جنگ‌های صفویان با ازبکان که بر خوارزم و بخارا در حکومت می‌کردند در این منطقه رخ داد و موحب نابودی راه‌های تجاری و در نتیجه عقب‌ماندگی منطقه و اهالی آن شد و همچنین زمینه نفوذ تدریجی روس‌ها را در امتداد سواحل دریای خزر فراهم آورد. روش زندگی اهالی به صورت کوچ‌نشینی و دام‌داری بود و در برخی مناطق باغات انگور، صیفی‌کاری و کشاورزی دیمی و گاه آبی، شکار با بازهای شکاری و ماهیگیری بود و از قرن دوازدهم تجارت آن‌ها با روس‌ها گسترش یافت.

جنگ شاه اسماعیل علیه شیبک خان حاکم خیوه و تصرف مرو به دست صفویان در ۹۱۶ ه. ق، هجوم امیر بخارا در سال ۱۰۲۷ ه. ق برای تصرف مرو، جنگ سپاه ایران و بخارا در مرغاب در سال ۱۰۴۰، شورش ترکمن‌های ناحیه تجن علیه حاکم خراسان در ۱۱۴۴ ه. ق از جنگ‌های مهم این دوران بود. در زمان حکومت شیر غازی خان بر خیوه ترکمن‌های کنار دریای خزر به او خراج پرداخته و ترکمن‌های سواحل اترک و دامنه‌های کوپت‌داغ هم به دولت صفوی خراج می‌دادند. پس از سقوط صفویه ترکمن‌ها تا جلگه گرگان را به تصرف خود درآوردند اما شیر غازی خان با سپاهیان ازبک خود ترکمن‌های کپه‌داغ، اترک و مرو را تحت تسلط خود درآورده و برای غارت ترکمن‌های جنوب اترک نیز با نادرشاه متحد شد. در سال ۱۱۲۷ ه. ق هم پطر اول تزار روسیه تاسیسات نظامی در سواحل خزر برپا کرد که به درگیری روس‌ها و حکومت خیوه منجر شد. نادرشاه پس از رسیدن به سلطنت جنگ‌هایی را برای تصرف و خراج‌گیری از این منطقه آغاز کرد و موفق به شکست سپاه خیوه و قتل ایلبارس خان حاکم خیوه و سرنگونی حکومت خوارزم شد اما حکومت نادر چند سال بیشتر به طول نکشید و سران ازبک مجددا حکومت خوارزم را بر عهده گرفتند. پس از آن جنگ‌های خونینی بین ایلات ترکمن که با قاجار و مازندرانی‌ها علیه نادر رخ داد اما علیقلی خان خواهرزاده نادر آن‌ها را سرکوب و مرو را فتح کرد.

در دوران قاجار نیز یورش آقامحمدخان به ترکمن‌های سوین خان در شمال گرگان، قیام خواجه یوسف کاشغری که خود را سلطان ترکستان می‌نامید در منطقه استرآباد و گرگان‌رود علیه حکومت فتح‌عحلی‌شاه، حمله آتانیاز حاکم خیوه به کمک طوایف ترکمن به سوی مشهد و سرخس در سال ۱۲۳۹ ه. ق، شورش قیات خان رهبر ترکمن‌های یموت جعفربای در ناحیه کمش‌تپه علیه حکومت ایران در سال ۱۲۴۲، و جنگ مرو در سال‌های ۸-۱۲۷۶ میان سپاه محمدشاه قاجار و ایلات ترکمن از مهمترین منازعات نظاامی این دوران است.

در سال ۱۸۹۴ حکومت تزار روسیه عملا کنترل این منطقه بدست گرفته و به امپراطوری خود ضمیمه کرد.

در سال ۱۹۱۷ با ناآرامی‌های سیاسی در روسیه،جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان در سال ۱۹۲۴ با مرزهای کنونی اعلام و دولت تشکیل گردید.

در هنگام فروپاشی شوروی تنها کشور آسیایی که علاقه‌ای به جدا شدن از شوروی را نداشت ترکمنستان بود زیرا سیستم اقتصادی ترکمنستان شدیدا وابسته به شوروی بود. ولی بلاخره در ۲۷ اکتبر ۱۹۹۱ از اتحادیه جماهیر شوروی جدا و در ۲۵ دسامبر همان سال در سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد.

در سال ۱۹۹۱ ترکمنستان بعنوان عضو شورای کشورهای مستقل مشترک المنافع درسازمان ملل متحد درمی آید و لی در سال ۲۰۰۵ خود را به عنوان عضو وابسته کاهش داده که دلیل آن بنا به گفته رئیس جمهور وقت صفرمراد نیازف سیاست بی طرفی دائم کشورش بوده‌است.

حکومت

 
ساختمان ترکمن باشی در عشق آباد

ترکمنستان در آذر ۱۳۷۰ (اکتبر ۱۹۹۱) با رأی مردم در همه پرسی استقلال، موجودیت خود را به عنوان یک کشور مستقل اعلام نمود و رسما نام «ترکمنستان» را برای کشور خود برگزید. قانون اساسی ترکمنستان نیز در ۱۸ مه ۱۹۹۲ در چهاردهمین نشست مجلس ترکمنستان به تصویب رسید. بر اساس این قانون اساسی، ترکمنستان کشوری دمکراتیک و لائیک و اداره آن به شکل جمهوری ریاستی است. صفرمراد نیازف اولین رئیس جمهور کشور بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است.

حکومت ترکمنستان جمهوری ریاستی و تک‌حزبی است و رئیس جمهور اختیارات گسترده‌ای دارد. رئیس جمهور ترکمنستان و شخص اول این کشور از هنگام استقلال تا سال ۲۰۰۶ صفرمراد نیازف بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است. سیاست ترکمنستان بیطرفی در مسائل جهانی و منطقه‌ای است. رژیم حاکم بر ترکمنستان یکی از بسته‌ترین نظامهای سیاسی در دنیا می‌باشد و بسیاری آن را با کشور کره شمالی مقایسه می‌کنند. بر پایه گزارشهای سازمان گزارشگران بدون مرز در سال 2012، ترکمنستان پس از کشورهای اریتره و کره شمالی، کمترین میزان آزادی رسانه‌ها را در جهان داراست.

بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور مقامات قوه مجریه و قضایی را منصوب می‌کند و نیز نامزدهای انتخابات مجلس را تصویب می‌نماید. مدیریت در محل‌ها از سوی استانداران صورت می‌گیرد. بر اساس قانون اساسی، استانداران در حکم نمایندگان رئیس جمهور هستند و زیر نظر رئیس جمهور فعالیت می‌نمایند و نیز از سوی خود رئیس جمهور منصوب و یا برکنار می‌گردند.

جغرافیا

 
کناره دریای خزر در بندر ترکمن باشی

ترکمنستان با مساحت ۴۸۸٬۱۰۰ کیلومتر مربع پنجاه و دومین کشور بزرگ جهان است و کمی از کشور اسپانیا کوچکتر است. این کشور در بین عرض‌های جغرافیایی ۳۵ و ۴۳ درجه شمالی و ۵۲ و ۶۷ درجه شرقی قرار دارد. ۸۰ درصد این کشور را صحرای قره‌قوم پوشانده‌است و مرکز این کشور میان جلگه‌های توران و صحرای قره‌قوم احاطه گردیده‌است. محدوده کوپه‌داغ از امتداد مرزهای جنوب غربی آغاز که در کوه‌ریزه به ارتفاع ۲۹۱۲ متر می‌رسد و تا مرزهای جنوب شرقی در استانهای لباب و بالخان و مرزهای ازبکستان ارتفاع رشته کوه کوپه‌داغ، کوه آرالان به ارتفاع ۱۸۸۰ متر ادامه دارد. از مهمترین رودخانه‌های ترکمنستان تجن، آمودریا و مرغاب بوده که از ارتفاعت کوپه‌داغ سرچشمه می‌گیرند. ترکمنستان دارای آب و هوای بیابانی نیمه گرمسیری بوده و عمدتاً خشک می‌باشد. فصل زمستان هوا معتدل و خشک بوده و بیشترین بارندگی در ماههای ژانویه و می‌اتفاق می‌افتد که بیشترین بارندگی در امتداد کوههای کوپت داغ صورت می‌پذیرد. طول خط ساحلی ترکمنستان در دریای خزر ۱۷۶۸ کیلومتر بوده و مهمترین بندر آن شهر کراسنودسک Krasnovodsk است.

اقتصاد

 
کوههای کپه داغ در آخال

ترکمنستان در فهرست چهار کشور بزرگ تولید کننده گاز طبیعی و چهار کشور تولید کننده نفت در شوروی سابق قرار دارد. ذخائر اثبات شده نفت و گاز این کشور ۲۰۰۰ میلیارد متر مکعب گاز مقام چهاردهم جهان و ۵۴۶ میلیون بشکه نفت است. بیشتر ذخایر نفتی کشور در غرب ترکمنستان از جمله در پهنه دریای خزر متمرکز شده‌است. ذخایر گاز طبیعی تقریباً در سراسر خاک کشور پراکنده‌است.

معادن نمک کلسیم در منطقه قویرداق وجود دارد. ذخایر نمک‌های طبیعی دریایی در خلیج قره‌بوغاز متمرکز است. در این منطقه موادی همچون میرابیلیت و دیگر مواد پر ارزش وجود دارد. بیشتر زمین‌های کشاورزی ترکمنستان را دشت قره قوم تشکیل می‌دهد که اغلب برای چراندن گوسفند قره‌گل مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زمین‌های کشاورزی کشور محصولاتی همچون پنبه، میوه و تره بار و انگور پرورش می‌شود. امور پرورش کرم ابریشم نیز توسعه یافته‌است. در طی سال‌های اخیر، تولید گندم نیز افزایش خوبی داشته‌است.

ترکمنستان اقتصادی رو به رشد دارد و با توجه به منابع سرشار نفت و گاز و پنبه از طریق سرمایه گذاری مشترک صنایع پایین دست را گسترش داده‌است و جزو معدود کشورهایی است که فراورده‌های نفتی صادر می‌کند. و با فراوری محصول پنبه و با اتکا به نیروی کار خود صنایع فعال نساجی پیشرفته‌ای دارد که از بازار فروش بالایی در سطح جهان برخوردار می‌باشد و با فروش سالانه مقدار زیادی گاز به کشورهایی چون اوکراین و روسیه و چند کشور دیگر از جمله ایران، اقدام به کسب درآمدهای سرشار می‌کند.

از آنجا که ترکمنستان یک کشور محاط در خشکی است، برای ترانزیت کالا از خاک کشورهای همسایه استفاده می‌کند. خط آهن ترکمنستان به شهر سرخس (در شمال خاوری ایران) متصل است و از آنجا تا بندرعباس امتداد دارد.

مردم

بیشتر مردم ترکمنستان، ترکمن هستند و اقلیت قابل توجهی روس و ازبک نیز در این کشور حضور داند. سایر اقوام قزاقها، تاتارها، اوکراینی‌ها، ارمنی‌ها، آذربایجانی‌ها و بلوچ‌ها هستند.

براساس آمار سازمان سیا در سال ۲۰۰۳ ترکیب جمعیتی ترکمنستان ۸۵٪ ترکمن، ۵٪ ازبک و ۴٪ روس و ۶٪ از اقوام دیگر است. براساس آمار دولت ترکمنستان در سال ۲۰۰۱ ترکمن‌ها ۹۱٪، ازبک‌ها ۳٪ و روس‌ها ۲٪ جمعیت را شکل داده‌اند. جمعیت ترکمن‌ها در ترکمنستان از ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱ حدود دو برابر (از ۲٫۵ میلیون به ۴٫۹ میلیون نفر) شد. اما شمار روس‌ها به کمتر از یک‌سوم (از ۳۳۴ هزار به ۱۰۰ هزار نفر) کاهش یافته‌است.

مذهب

اسلام مذهب اکثر مردم کشور است. ۸۹٪ ترکمن‌ها مسلمان (اکثرا پیرو مکتب حنفی از مذهب اهل سنت) و ۹٪ پیرو کلیسای ارتدوکس روسیه هستند

چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 8:8 ::  نويسنده : علي
 
 

ترکستان

 
 
نقشه محمود کاشغری از دیوان لغات ترک در قرن یازدهم میلادی قبایل ترک در آسیای میانه را نشان می‌دهد.

تُرکِستان به معنی سرزمین ترکان لفظی فارسی است که هیچ گاه به یک منطقه واحد اطلاق نشده است. این نام اولین بار توسط جغرافی‌دانان فارسی زبان برای اشاره به منطقه زندگی ترک‌ها استفاده شده است. پس از تضعیف ایران در پی شکست‌های پیاپی از امپراتوری روسیه در سال ۱۸۶۰ روسیه برای تحت تسلط درآوردن کل آسیای میانه از نفوذ ایران و رفتن به سمت جنوب اقدام به تصرف شهر ترکستان (واقع در قزاقستان امروزی) نمود و به اشتباه نام این شهر را برای کل منطقه جدیدی که تحت تصرف درآورده بود گذاشت

محدوده

ترکستان امروزه منطقه‌ای از آسیای میانه است که شامل ایالت خودمختار سینکیانگ چین، قرقیزستان، ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان و شمال افغانستان فعلی می‌شود.

این منطقه سرزمین اصلی ایل‌های ترک است که از آنجا به طرف غرب تا منطقه بالکان در اروپا، ایران در جنوب و شمال دریای خزر مهاجرت کرده‌اند.

این نام اصولا به سرزمینی اطلاق می‌شده که مسکن اصلی قوم ترک در آنجا بوده و تقریباً ایالت سین کیانک یا ترکستان چین کنونی است ولی بر اثر مهاجرت مستمر این قوم بطرف شرق و غرب، رفته رفته قسمت اعظم آسیای مرکزی نام ترکستان بخود گرفت چنانکه دامنه‌های جبال تیانشان و دره‌های علیای جیحون و سیحون یعنی حوضه دریاچه‌های بالخاش و قره گول و ایسی گول و دره وانهار ایلی و چوو قزلسو که در عهد باستان توران می‌گفتند، بتدریج ترکستان نامیده شده و هم اکنون ترکستان غربی نام دارد.

ایالت خودمختار سین‌کیانگ در چین، ترکستان شرقی نیز نامیده می‌شود.

 
منطقه ترکستان در نقشه‌ای مربوط به سال ۱۹۱۴ میلادی

ترکستان شرقی

نوشتار اصلی: ترکستان شرقی

ترکستان شرقی. سرزمین وسیعی است که در غرب چین قرار دارد و سلسله ٔ جبال تیانشان آنرا دو قسمت کرده است . رود تاریم از آن می‌گذرد و وارد دریاچه لُب نُر می‌گردد. شهرهای معروف آن کاشغر و یارکند و زونگاری است . این ناحیه که ایالت سین کیانک چین را تشکیل می‌دهد به اندازه خاک ایران وسعت دارد و در قسمت زونگاری معادن نفت و آهن دارد. مسلمانان این ناحیه را به اسم کاشغر و ختن می‌شناسند.

ترکستان غربی

نوشتار اصلی: ترکستان غربی

ترکستان غربی یا ترکستان روس منطقهٔ پهناوری است که قسمت اعظم آن در قدیم به‌نام سرزمین تور، توران و خوارزم معروف بود که امروز بین افغانستان و شمال شرقی ایران و قزاقستان روس و ترکستان شرقی و مغولستان خارجی قرار دارد. و جمهوری‌های ترکمنستان و ازبکستان در این ناحیه است. رود سیحون و جیحون در آن جاری است و در حقیقت می‌توان آن‌را حوضه دریاچه ٔ ارال و دو رود یاد شده دانست. قسمت شمال غربی این سرزمین را پیش از مغول٬ ترکستان و قسمت جنوب شرقی آنرا فرغانه می‌نامیدند.

این منطقه خود به دو منطقه ترکستان جوزجان یا ترکستان جنوبی و ترکستان خوارزم یا ترکستان شمالی تقسیم می‏شود.

ترکستان جوزجان یا ترکستان جنوبی

ترکستان جنوبی یا ترکستان جوزجان (که به صورت ترکستان گوزگان، ترکستان گوزگانان و ترکستان جوزجانان نیز به کار می‏رفته است) در منطقه شمال افغانستان، جنوب رود جیحون و در غرب سرزمین بلخ قرار داشته است. ولایت‏های جوزجان، سرپل و فاریاب در شمال افغانستان بخشی از این منطقه محسوب می‏شوند.

ترکستان خوارزم یا ترکستان شمالی

ترکستان شمالی یا ترکستان خوارزم شامل مناطقی از ماوراءالنهر و خوارزم می‏شده است که هم اکنون در کشورهای ترکمنستان، ازبکستان و ... قرار گرفته است. این منطقه در شمال رود جیهون، شرق دریاچه خزر و جنوب دریاچه آرال واقع شده است.

چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:, :: 7:45 ::  نويسنده : علي
 
 

زبان ترکمنی

ترکمنی (خط لاتین: türkmençe - سیریلیک: түркмен) زبان مردم ترکمن و زبان ملی کشور ترکمنستان است. ترکمنی از زبان‌های آلتایی و از شاخه اغوز خانواده زبان‌های ترکی است و گویشوران به این زبان بیشتر در ترکمنستان و شمال شرقی ایران و نواحی شمالی افغانستان سخن می‌گویند.

طبقه بندی

ترکمنی از خانواده زبان‌های آلتایی و از گروه زبان‌های ترکی جنوب غربی (اغوز) و زیر گروه زبان‌های اغوز شرقی است. ترکمنی با زبان‌های تاتاری کریمه و سالار و ترکی استانبولی، آذربایجانی و ازبکی مرتبط است. ترکمن‌ها و گویندگان بیشتر این زبان‌ها تاحدودی زبان یکدیگر را می‌فهمند. زبان ترکمنی را می‌توان حد واسط زیرمجموعه‌های غربی (ترکی استانبولی و ترکی آذربایجان) با زیرمجموعه‌های شرقی (ترکی قزاقی، ازبکی، قرقیزی و اویغوری) زبان ترکی دانست. به عنوان مثال برخی از کلماتی که در ترکی استانبولی و ترکی آذربایجان باهم تفاوت دارند را می‌توان به هردو فرم آن در زبان ترکمنی یافت[نیازمند منبع]. یک ترکمن می‌تواند به راحتی زبان‌های مختلف ترکی را فرابگیرد اما به دلیل گویش دشوار ترکمنی، یادگیری مکالمات ترکمنی اندکی دشوار است. در زبان ترکمنی سین با حرف ث تلفظ می‌شود و ز به صورت ظ.

ضمن آنکه حروفی که از بینی ادا می‌شوند و در شیوه‌های ترکی استانبولی و ترکی آذربایجانی معاصر حذف گردیده‌اند در ترکی ترکمنی کاربرد وسیع دارند. این حروف مانند "ـنگ" در گروه ترکی اغوز شرقی نیز به صورت گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

ترکمنی مانند دیگر زبان‌های آلتایی از گروه زبان‌های ملتصق است. افعال بی‌قاعده کمی دارد و کلمات مذکر و مؤنث ندارد و ساختار جمله به شکل فاعل + مفعول + فعل است.

نوشتار

ترکمنی در گذشته با خط عربی نوشته می‌شد، در سال ۱۹۲۸ خط لاتین جایگزین آن شد و در سال ۱۹۴۰ خط سریلیک جای آن را گرفت. در ۱۹۹۱ خط لاتین بر پایه خط ترکی (استانبولی) جایگزین خط سریلیک شد.[۱] این زبان در ایران به خط عربی نوشته می‌شود.

ادبیات

مختومقلی فراغی بزرگترین شاعر زبان ترکمن است. نوشته‌های این شاعر قرن هجدهمی در مرحله میان زبان جغتای کلاسیک و ترکمنی امروزین قرار دارند. از دیگر شعرای ترکمن می‌توان به محمد ولی کمینه، دولت محمد آزادی، مسکین قلیچ و ملانفس و از شاعران معاصر ستارسوقی و نازمحمد پقه در ایران و کریم قربان نفس در ترکمنستان اشاره نمود.

سه شنبه 25 مهر 1391برچسب:, :: 11:43 ::  نويسنده : علي
 
 

بوروک

 
دختر ترکمن با لباسهای سنتی؛ بریک، «شلپه» زیوری که به لبه کلاه متصل شده، موهای بافته شده در چهار گیسو
و «بقو» (سینه ریز)

بوروک (یا برک، بورک، بوریک و بوریگ) (به ترکمنی: Börük) (همچنین تاسه گ و تاخیه) کلاه گرد و کوچکی است که دختران ترکمن تا پیش از ازدواج بر سر می‌گذارند.

بورگ معمولاً با پولکهای رنگی و قبه‌های نقره سوزن دوزی می‌شود و بر سر داشتن آن به مفهوم دوشیزگی دختر است. دختر ترکمن دو یا سه روز پس از عروسی، بورک را به خانه پدر خود برمی گرداند و اگر خواهر کوچکتری داشته باشد، به او داده می‌شود.

استفاده از بورگ سنتی بسیار قدیمی و خاص ترکمانان چادر نشین است و امروزه نیز سراسر ترکمن‌های ایران و ترکمنستان آن را رعایت می‌کنند.

استفاده از این کلاه در سالهای اخیر میان ترکمنهای خراسان شمالی کاهش یافته است

سه شنبه 25 مهر 1391برچسب:, :: 10:48 ::  نويسنده : علي
 
 

دریای اژه

مختصات: شرقی′۵۷°۲۲ شمالی′۲۸°۳۶ / ۲۲٫۹۵غرب ۳۶٫۴۶۷جنوب / -۲۲٫۹۵;-۳۶٫۴۶۷ (نقشه)

دریای اژه
محل دریای اژه
مساحت ۲۱۴٬۰۰۰
مجموعه خطوط ساحلی کیلومتر
متوسط عمق ۳۵۴۳ متر
کشورهای ساحلی Flag of Greece.svg یونان
Flag of Turkey.svgترکیه

دریای اِژِه از دریاهای دورادور دریای مدیترانه است که میان شبه جزیره یونان و آناتولی جای گرفته‌است. از راه تنگه‌های داردانل و بسفر با دریای مرمره و دریای سیاه می‌پیوندد.

جغرافیا

دریای اژه حدود ۲۱۴۰۰۰ (۸۳۰۰۰ مایل مربع) کیلومتر مربع آب را پوشانده‌است و دارای طول ۶۱۰ کیلومتر و عرض ۳۰۰ کیلومتر می‌باشد. بیشینهٔ عمق دریا ۳۵۴۲ متر در شرق کرت می‌باشد.

افسانه نام دریای اژه

دریای اژه پهنه آبی در پیرامون دریای میانه، بنا به روایات یونانی نام خود را از افسانه زیر یافته‌است.

اروپا نام شاهزاده خانمی فنیقی بود که بهمراه خانواده خویش در حوالی فلسطین زندگی می‌کرد. از سوی دیگر، زئوس خدای خدایان المپ توسط پیشگوئی پرومتئوس دانا که از خدایان المپ بود و از آینده خبر داشت، می‌دانست که دیوان و هیولاهای وحشتناک و در راءس ایشان

بنا به گفته‌های پرومتئوس تنها راه نجات وی فرزندی خواهد بود که از زئوس و یک

بهمین جهت زئوس پس از جستجوهای فراوان برای یافتن همسری مناسب و در خور شاءن خویش، اروپا را انتخاب نمود و از آنجا که می‌دانست اروپا دختری پاکدامن است و هرگز حاضر به برآوردن خواسته وی نمی‌شود، خود را بصورت گاو نر سپید و تنومندی در آورده و بهنگامیکه اروپا بهمراه دیگر دوشیزگان در کناره‌های دریای مدیترانه به بازی مشغول بودند، خویش را بر او عرضه نمود.

 
دید دریای اژه از ماهواره
 
 

اروپا بی خبر از همه چیز گاو را جالب یافت و به تغذیه وی پرداخت و سرانجام نیز بر پشت گاو سوار گردید. نره گاو سپید بیدرنگ خود را با سوار بر پشتش به آب دریا زده و از ساحل دور گردید.

فریادهای دختر بینوا و شیونهای همراهان نیز اثری نبخشیدند و گاو همچنان از ساحل دور می‌شد تا پس از گذشتن از آب دریای میانه به کرانه‌های جزیره کرت رسیدند. پس از بیرون رفتن از آب گاو خود را به شکل اصلی خود یعنی زئوس درآورده و قصد خود را بیان نمود.

او به اروپا قول داد که پسرانشان آن جزیره و سرزمین زیبا را بزیر فرمان خود درآورده و چنان خوب و خردمندانه رفتار می‌کنند که دوتن از ایشان پس از مرگ در قلمرو هادس خدای مردگان، قاضی رسیدگی به حال ارواح می‌گردند.

اروپا سرانجام تن به همخوابگی با زئوس داد و از وی دارای پسرانی گردید این سه پسر به نام‌های مینوس، رادامانتوس و مینوس نام داشت.

پس از آنکه زئوس اروپا را ترک نمود او پسرانش همچنان در جزیره کرت باقی ماندند و مینوس پادشاه جزیره گردید. او پس از ازدواج بهمراه همسرش دخترانی داشت ولی دارای پسر نبود.

مینوس از عموی خویش پوسیدون برادر زئوس و رب النوع دریاها خواهش کرد که برای برگزاری جشنی که بمناسبت سالروز پادشاهی او برگزار می‌شود، برایش گاوی سپید و قوی هیکل بفرستد تا او در مراسم جشن برای پوسیدون قربانی کند و بدینوسیله به کسانیکه در صدد پائین کشیدنش از تخت شاهی بودند هشدار دهد و ایشان را بترساند و هم توسط آن یاد رب النوع دریاها را گرامی داشته باشد.

بهمین منظور پوسیدون نره گاو سپید و زیبائی از دریا بیرون فرستاد. شاه مینوس گاو را با خود به محل اقامت خویش برده اما گاو را برای جفت گیری کردن و اصلاح نژاد دامهای خود مناسبتر یافت تا قربانی کردن برای پوسیدون. بنابراین به جای گاو سپید قوی هیکل گاو سپید دیگری را قربانی نمود.

پوسیدون رب النوع دریا از این عمل مینوس خشمناک گردید و مینوس را نفرین کرد که پیوسته از گاو در عذاب روحی باشد. همسر مینوس پاسیفائه نام داشت. پاسیفائه که از سرگذشت مادرشوهر خویش خبر داشت، پنداشت که این گاو نر همان زئوس است که هنوز در پی بدست آوردن فرزند مورد نظر خویش می‌باشد و تنها از روی احتیاط و پنهان کاری است که به هیبت گاو درآمده، بنابراین دل در گرو گاو بست.

 
دریای اژه.

از آنجا که گاو هیبت بدل نمی‌کرد، لاجرم پاسیفائه به سراغ دایدالوس، صنعتگر و مخترع ماهر رفت و از او درخواست کمک نمود. دایدالوس قالب گاو ماده‌ای را که در زیر آن چرخهائی نصب نموده بودند، برای پاسیفائه درست کرد و روی آن را پوست گاو ماده‌ای کشید. پاسیفائه بدرون آن درآمد و قالب را بسوی مرغزاری که گاوسپید در آن مشغول چرا کردن بود، هل دادند. بدینوسیله گاو نر با پاسیفائه جفت گیری کرد. پس از نه ماه که پاسیفائه وضع حمل نمود، حیوان عجیبی بدنیا آمد که تن آدمی و سرگاو داشت و مایناتور نامیده می‌شد و بسیار وحشی و نا آرام بود و به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی‌کرد.

مینوس قصد کشتن او را داشت که آریادنه دختر مینوس و خواهر مایناتور نزد پدر بوساطت برخاست و او را از مرگ رهانید اما شاه مینوس که از دیدن این موجود عذاب می‌کشید، مایناتور را در نزدیکی خویش نمی‌خواست.

بازهم دایدالوس خردمند به چاره جوئی پرداخت و به شاه مینوس قول داد که دالان بسیار تاریک و پر پیچ و تو در توئی در کنار قصر بسازد که هیچکس نتواند در آن راه خروج را پیدا کند و بیرون بیاید. پس از ساختن

پس از مدتی میان شاه مینوس کرتی و شاه آیگیوس پادشاه آتن جنگ سختی درگرفت که در آن آتنیها بازنده شدند و متقبل گردیدند که بعنوان غرامت جنگی، قربانی سالانه مایناتور را فراهم آورند. پس از چند سال پرداخت غرامت از سوی آتنیها، تسئوس پسر آیگیوس که در این میان بزرگتر شده بود، به پدر خود گفت که حاضر به پذیرش این بدنامی نمی‌باشد که قربانیها هر ساله فقط از میان مردم عادی انتخاب گردند و از همینرو او که پسر پادشاه می‌باشد بعنوان قربانی همراه دیگران به کرت خواهد رفت و خواهد کوشید که مایناتور را بکشد و بدینوسیله این بلا را از سر آتنیها دور سازد.

شاه آیگیوس پس از امتناع فراوان، عاقبت در برابر خواسته پسر راه به جائی نبرده و رضایت داد که پسرش را با دیگر قربانیان بلا، روانه کرت کند. روز پدرود آیگیوس غمگینانه به پسرش گفت که این کشتی که تو بر آن سوار می‌شوی، بادبانهای سیاه به نشان سوگواری دارد. اگر روزیکه که کشتی باز می‌گردد، تو به هدف خود رسیده بودی و در میان کشتی جای داشتی، بادبانهای سپید برافراز تا من از دور بدانم که تو سالم مانده‌ای وگرنه میدانم که تو هم طعمه مایناتور گردیده‌ای.

پس از ورود کشتی آتنی به جزیره کرت، آریادنه شاهزاده خانم کرتی و دختر مینوس پادشاه آنجا تسئوس را در میان قربانیان دید و بدو دل باخت مخصوصا وقتیکه از نسب او نیز آگاه شد. فکر اینکه چه سرنوشت شومی در انتظار تسئوس می‌باشد، آریادنه را به اندوه عمیقی فرو برد و سرانجام وادارش نمود تا نقشه‌ای طرح نماید.

شب پیش از روز قربانی کردن آتنیها، آریادنه به سراغ تسئوس رفت و به او گفت فردا درخواست کن که ابتدا تو را پیش از دیگران به درون دالان بفرستند و اگر بتوانی این کلاف نخ را پنهانی با خود ببری کار تو آسان می‌گردد. هنگامیکه وارد دالان شدی سر نخ را به در دالان ببند و در حال پیش رفتن به جلو، کلاف را شل کن تا نخ بر کف دالانها بخوابد و بهنگام برگشتن نشانه راه بازگشتت بطرف بیرون باشد. من برایت سلاحهای لازم را پیش از ورود به دالان فراهم می‌نمایم و پشت در دالان می‌گذارم. نیمه شب فردا هم من پشت در دالان منتظر تو خواهم بود تا اگر موفق به کشتن مایناتور گردیده بودی، در را برویت بگشایم، به شرط آنکه به هنگام رفتن مرا نیز با خود ببری زیرا که اگر پدرم بفهمد که من تو را یاری داده‌ام معلوم نیست که چه بلائی بر سرم بیاورد.

تسئوس پذیرفت و به همانگونه رفتار نمود و موفق به کشتن مایناتور گردید. پس از بازگشت از دالان هزار پیچ تو در تو، آریادنه را برداشته و به همراه دیگران پنهانی راهی آتن گردید.

در میان راه برای استراحت و فراهم نمودن توشه راه در جزیره زیبای دیونوسوس یکی از خدایان المپ بود، پیاده شدند. از قضای روزگار دیونوسوس در همان زمان جشنی بر روی جزیره برپا کرده بود و با دیگران مشغول عیش و نوش بود. آریادنه نیز در جنگل انبوه و دور از دیگران به گردش پرداخت.

دیونوسوس او را دید و دل بدو باخت و وی را بخواب جادو فرو برد. آریادنه چون از خواب بیدار شد، دیگر چیزی از تسئوس و گذشته و آمدنش به ناکسوس بخاطر نداشت و بهمراه دیونوسوس برفت. از طرف دیگر تسئوس سراسر جزیره را برای یافتن دلبر جستجو کرد ولی اثری از آریادنه نیافت و بگمان اینکه او مرده‌است، ناراحت و مغموم بادبان برافراشت و جزیره را بمقصد وطنش ترک نمود و پس از گذشت چند روز به کرانه‌های آتن نزدیک شد، اما همچنان اندوهگین بود بگونه‌ای که پیمان خویش را با پدرش فراموش کرده و رنگ بادبانها را به سپید مبدل ننموده بود.

آیگیوس که از دور بازگشت کشتی را دید و رنگ سیاه بادبانها را مشاهده کرد، بگمان اینکه پسرش تسلیم مرگ شده‌است از شدت غم خود را از بالای باروی دژی که بر صخره‌ای مشرف به دریا قرار داشت، بزیر افگنده و در دم جان بداد.

یونانیان برای زنده نگاهداشتن نام آیگیوس، آبهای میان سرزمین اصلی یونان و آسیای کوچک را دریای آیگه نامیدند و این نام با وجود رفتن و آمدنهای مکرر دیگر اقوام و ملل همانند نام سینوس پرسیکوس یا خلیج پارس و یا دریای کاسپین تا به امروز هم حفظ شده‌است. واژه متداوله دریای اژه در زبان ما تلفظ فرانسوی از دریای آیگه یا ایگئوس می‌باشد.

این دریا که میان ترکیه و یونان قرار دارد، نخست تنها در میان یونانیان بنام دریای اژه خوانده می‌شد ولی احترام یونانیان در برابر فرهنگ و اساطیر یونانی که بعضاً نیز فقط و فقط زائیده اندیشه‌های داستانسرایان یونانی بود، چنان زیاد و خلل ناپذیر بود که اقوام و ملل دیگر نیز همین نامها و روایتها را پذیرفتند و بدانها اقتدا نمودند و حتی بعضاً از خود پنداشتند. اژه امروزه نامی پذیرفته شده تاریخی است که کسی نیز در صدد تحریفش برنیامده، امری که در مورد دریاهای شمال و جنوب کشور ایران یعنی دریای کاسپین و یا خلیج فارس چندان صدق نمی‌کند. چنانکه نخستین را با نام اشتباه می‌خوانند و از دومین دریا با نام مجهول و گمنام خلیج یا خلیج با پسوند نامی اشتباه و جعلی یاد می‌کنند.

درباره وبلاگ

با سلام و ادب خدمت شما سروران گرامي و عزيز . هدف من از ايجاد اين وبلاگ معرفي و شناساندن اصالت ريشه فرهنگ سنن بزرگان مشاهير و آثارباستاني شهر و روستاهاي اقوام متمدن آذري و ترك زبان مي باشد . ضمنآ بدون هيچ وابستگي به جناح و حزبي مديريت ميشود . خواهشمند است نظرات ارشادي خود را جهت هر چه بهتر شدن وبلاگتون ارائه فرمائيد . منتظرتون هستم . با سپاس
آخرین مطالب
نويسندگان


آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 101
بازدید دیروز : 54
بازدید هفته : 710
بازدید ماه : 161
بازدید کل : 259277
تعداد مطالب : 1076
تعداد نظرات : 118
تعداد آنلاین : 1



ابزار نمایش عکس تصادفی