ياشاسين شاهين دژ
چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 10:21 :: نويسنده : علي صبیحه گوکچنصبیحه گوکچن (به ترکی استانبولی: Sabiha Gökçen؛ ۲۲ مارس ۱۹۱۳ در بورسا – ۲۲ مارس ۲۰۰۱ در آنکارا) خلبان زن اهل ترکیه بود. بنا بر اطلاعات دانشگاه هوایی (وابسته به نیروی هوایی ایالات متحده)، صبیحه گوکچن اولین خلبان زن هواپیماهای جنگنده در سرتاسر جهان است.[۱] او یکی از هشت کودکی بود که مصطفی کمال آتاترک آنها را به فرزندخواندگی پذیرفته بود. فرودگاه بینالمللی صبیحه گوکچن در استانبول به یاد او نامگذاری شدهاست. چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 9:55 :: نويسنده : علي ثابت بن قرهثابت بن قرّه (۲۲۱-۲۲۸ق) از مندائیان حران میان رودان؛ خردگرا، ریاضیدان و کوشا در تطبیق قواعد جبر بر هندسه، آشنا به زبان یونانی و مترجم آثاری از یونانیان بودهاست. او پس از سرخسی و کندی، پیگیرنده در مقابل موسیقی معمول در کشورهای اسلامی است. آثارآثار علمی ثابت بن قرّه در ریاضیات، نجوم، مکانیک، علوم طبیعی، موسیقی، پزشکی و دامپزشکی بیش از ۱۰۰ اثر داشته که نسخههای شماری از آنها باقی ماندهاست و برخی از آنها نیز تصحیح یا بررسی شدهاند. ریاضیآثار ثابت بن قرّه در ریاضیات به سه دسته تقسیم میشود: تألیفها، ترجمهها، و تصحیحها: تألیفها
ترجمهها
تصحیحها
اخترشناسیمهمترین آثار نجومی موجود ثابت به شرح زیر است:
موسیقیاین آثار بر این پایهاند:
قونیه مرکز استان قونیه در کشور ترکیه است. آرامگاه مولوی، شاعر فارسیزبان، در شهر قونیهاست. نام شهرنام قونیه در منابع کهن به صورت ایکونیون (Iconıon)، ایکونیوم (Iconıum) و استانکونا (Stancona) آمدهاست. ایکونیون ازکلمه ایکون (Icon) به معنی شمایل گرفته شدهاست. در اساطیر یونان آمده که بر این شهر اژدهایی چیره شده بود و گهگاه به شهر حمله میکرد و گروهی از زنان ودختران را میبلعید. پرسیوس (Perseus) پسر ژوپیتر این اژدها را کشت و مردم شهر را از بلای او رها کرد. مردم شهر به پاس این رشادت، تصویر پرسیوس را به یکی از دروازههای شهر آویختند. شهر را به مناسبت آن به زبان یونانی ایکونیون (شمایل) میگفتند. این وجه تسمیه وقتی که در حفاری از این شهر سکههایی به دست آمد که بر روی آنها تصاویری از پرسیوس و اژدها دیده میشود، تایید شد. در دوره رومیان این شهر ایکونیوم خوانده شد. این کلمه در دوره سلجوقیان به اختصار قونیه خوانده شد. نام شهر در منابع فارسی و عربی به شکل قونیه و در ماخذ غربی به صورتConıa، Konıeh و یا Konıa در ترکی امروز به شکل Konya بهکار میرود. تاریخقونیه ابتدا تحت سلطه هیتیها بود. بعد در قلمرو فریگیه قرار گرفت و مدتی هم تحت حاکمیت لیدیه بود. در قرن ششم قبل از میلاد هخامنشیان ساتراپهایی داشتند. قونیه در آسیای صغیر جزو ساتراپهای هخامنشی بود که تا حدی استقلال داشت. از آثار هیتیها در قونیه سه اثر عمده باقی ماندهاست. یکی از آنها در نزدیکی خوانده میشود و بر روی چشمهای بنا شدهاست. معروف است که مزار افلاطون در قونیهاست و یاقوت حموی در معجم البلدان این نکته را قید کردهاست. دومین اثر هم در بگشهری است و آن یک الهه هیتی است که بهوسیله شیرهایی حمل میشود. سومین آنها در ۲۷ کیلومتری شمال شرقی روستای ایلگین (ایلغین) بر سر چشمهای ساخته شدهاست. این اثر در سال ۱۹۷۰ کشف شده و کتیبههای هیروگلیف دارد. گزنفون که بهاتفاق هزاران سوار در سال ۴۰۲ ق.م. از قونیه عبور کردهاست، این شهر را در منتهی الیه شرق فریکیه قید کردهاست. این ناحیه بعدها درجنوب فریکیه شمرده شدهاست. اسکندر در سال ۳۳۴ ق.م. پس از شکست دادن هخامنشیان، آسیای صغیر را به تصرف خود در آوردهاست. در ابتدای دعوت مسیح، یهودیان و مسیحیان در آن شهر ساکن بودند. اندکی پس از کوتاه شدن دست ساسانیان، تعرضات طولانی سپاهیان مسلمان آغاز شد. در قرن اول هجری / هفتم میلادی سپاه معاویه بر قونیه مسلط شدند. اما در آن دیار زیاد دوام نیاوردند. کشاکش از قرن دوم هجری / هشتم میلادی که عباسیان به جای امویان نشستند، تا قرن چهارم / دهم میلادی ادامه داشت. قونیه که از جنوب به مرز نزدیک بود، مثل دیگر شهرهای آناطولی از نیروهای مسلمان سخت آسیب دید. در نیمه دوم قرن پنجم هجری / یازدهم میلادی، بعد از شکست از آلپ ارسلان سلجوقی در نبرد ملازگرد (منازکرت)، آسیای صغیر به دست مسلمانان افتاد و قونیه به سلیمان ابن قتلمش از خاندان سلجوقی سپرده شد. قونیه تا سال ۷۰۰ هجری / ۱۳۰۰ میلادی پایتخت سلجوقیان آسیای صغیر بود. از سال ۴۷۰ هجری/ ۱۰۷۷ میلادی تا ۷۰۰ هجری/ ۱۳۰۰ میلادی شانزده سلطان سلجوقی در قونیه سلطنت کردند. سلسله آنان به دست مغولان و ترکان عثمانی منقرض شد. پس از سلجوقیان، مغولان بر شهر چیره شده بودند. در آغاز قرن ۸ هجری / ۱۴ میلادی از علیه مغولان قیام کرد و قونیه را به تصرف درآورد و سورهای شهر را مرمت کرد. اما به هر حال پایتخت آل قرامان شهر لارنده (قرامان) بود. با این همه قونیه اهمیت فرهنگی خود را حفظ کرده بود. در سال ۸۰۰ هجری / ۱۳۹۷ – ۱۳۹۸ میلادی سلطان عثمانی به قونیه حمله کرد و را کشت و قونیه به تصرف در آمد. از دوره رومیان، در بگشهری در روستای یونس لر در محل شهر نگهداری میشود. دوره سلجوقیان در قونیه از نظر معماری ارزش والایی دارد. در میان این آثار بی تردید باید به اشاره کرد که متاسفانه اکنون از آنها نشانی برجای نماندهاست. بنای این سورها را ابتدا آغاز کرد. هزینه بعضی از آنها را خزانه حکومت پرداخت و برخی از آنها را بزرگان با هزینههای شخصی بنا کردند. این سورها در سال ۶۱۸ هجری / ۱۲۲۱ میلادی به پایان رسید. روی بدنه سورهای قونیه کتیبههای زیادی قرار داشته و در بعضی از قسمتهای آن آثار هنری و تزئیناتی از آن عصر نصب شده بودهاست. این سورها که بر اثر جنگها و یا مرور زمان آسیب میدیدند، به وسیله سلجوقیان، عثمانیان به وسیله آل عثمان مرمت میشدند. بقایای این سروها در نیمه دوم قرن نوزدهم کاملا از میان رفتهاست. سهل انگاری سلجوقیان در باره مذاهب و فرقههای گوناگون، سبب شده بود که در قرن هفتم هجری / سیزدهم میلادی، تصوف در آناطولی، بهویژه در پایتخت آنان قونیه، پیشرفت وسیعی داشته باشد. قونیه را «دار المعرفه»، «دار الارشاد» و «دار الموحدین» میخواندند. در زمان سلطنت سلطان علاء الدین کیقباد اول قونیه مطاف عارفان و مجمع اهل معرفت بودهاست. در این عهد سلطانالعلما بهاءالدین ولد، مولانا جلالالدین بلخی، برهانالدین محقق ترمذی، اوحدالدین کرمانی، شمسالدین تبریزی، شیخ محیالدین ابن عربی، ، ، فخرالدین عراقی، شیخ شهابالدین سهروردی، ، ، شیخ نجمالدین رازی از کسانی بودند که از اطراف و اکناف کشورها و شهرهای اسلامی (برخی از آنان بارها) رنج سفر به قونیه را تحمل کرده بودند. پس از آنکه قونیه به دست آل عثمان افتاد حکومت آن اکثرا به شاهزادگان عثمانی واگذار شد. ابتدا جم سلطان، پس از وی عبدالله پسر بزرگ بایزید، پس از مرگ وی شهنشاه و پس از فوت وی شاهزاده محمد امارت قونیه را عهده دار بودند. قونیه در دوره آل عثمان وجه سیاسی خود را از دست داد اما حیات ادبی و عرفانی این شهر هنوز ادامه دارد. چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 9:42 :: نويسنده : علي حسامالدین چلبیحسام الدین حسن چلبی (اورموی الاصل) از عارفان و ارباب طریقت و از جمله هجری قمری مصاحب و همنشین مولوی بود و بوجود آمدن مثنوی معنوی یادگار این دورهاست و حتی نظم کتاب شریف مثنوی به درخواست او صورت گرفت اما قبل از آغاز نظم دفتر دوم زوجهٔ حسام الدین وفات یافت و مولانا هم پسر جوانش علاءالدین محمد را که سی و شش سال داشت از دست داد و از شدت تأثر به جنازهٔ او حاضر نشد. درست است که بین علاءالدین با پدر دراین ایّام اختلافاتی وجود داشت اما بدون شک این اختلافات مانع از تأثر شدید پدر در مرگ فرزند نشد. به این ترتیب مدت دو سال نظم مثنوی متوقف شد و در سال ۶۶۲ هجری قمری مجدداً آغاز شد. ذکر چلبی در مثنوی معنوی بارها آمدهاست چنانکه مثنوی را به تعبیر شاعرانه حسامی نامه نیز خواندهاست. حسام الدین نزد مولانا مقامی والا و عزیز داشت تا بدانجا که آوردهاند: «روزی مولانا با جمع اصحاب به عیادت چلبی میرفت در میان محله سگی برابر آمد، کسی خواست او را برنجاند فرمود که سگ کوی چلبی را نشاید زدن.»
همچنین آوردهاند که از مولانا سؤال کردند که از این سه خلیفه و نایب کدامین اختیار است؟ فرمود: مولانا شمس الدین به مثابت آفتاب است و شیخ صلاح الدین درمرتبهٔ ماه است و حسام الدین چلبی میانشان ستاره ایست روشن و رهنما. وی در سال ۶۸۳ درگذشت. آرامگاه حسام الدین چلبی در قونیه ترکیه قرار دارد. خاندان چلبیخاندان چلبی از نسل فرزندان بهاء ولد فرزند مولوی هستند. ریشه واژه چلبی هنوز روشن نیست و فرضیه ترکی, یونانی و سریانی (چلیپا) و کردی و یک زبان ناشناخته آنوتولی برای آن داده شده است. چلبی در زبان ترکی به معنی بزرگ، آقا و سروراست. در زبان کردی به معنی خدا و اولیا میباشد. در زبان سریانی این واژه از چلیپا(صلیب) برگرفته شده است و به مردان مقدس اختصاص دارد . ریشه این واژه در یونانی به معنی "مقام بالا" و "خوش آواز" است. این لقب نخستین بار به حسام الدین نخستین سر سلسله طریقه مولویه و از خاص ترین شاگردان مولانا و دوست بهاء ولد فرزند مولانا تعلق گرفت. از آن پس این نام به بزرگترین فرزند ذکوراز نسل مولانا اختصاص داشت و بعدها به عنوان نام فامیل این خانواده درآمد. مقر این طریقه بنا به قولی در شهر حلب سوریه بود و این منطقه از سوریه بیشترین مرکز اجتماع طریقه مولویه بودهاست. خاندان چلبی همانطور که اشاره کردم واقعا چند ملیتی است و البته نسبتی فامیلی هم با چلبیهای عراق که عرب و شیعه هستند، دارند و همچنین شجرهنامهای دارند که رابطه آنها تا بهاءولد فرزند مولانا را نشان میدهد. حسامالدین چلپی شاگرد مولانا بوده اما خیلیها این اشتباه را میکنند و فکر میکنند این شخص پسر مولانا بودهاست. بعد از مولانا پسرش (بهاء ولد) به حسامالدین مقام چلپی و شیخیت را میدهند. همان طور بعد از حسامالدین به تمام فرزندان ذکور و پسر از نسل مولوی مقام چلپی اعطا شد و بعد از این که قانون شناسنامه و انتخاب نام فامیل صادر شد این افراد به اسم چلپی شناسنامه گرفتند. چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 9:39 :: نويسنده : علي الیا کازان
الیا کازان (به انگلیسی: Elia Kazan) کارگردان ٬ نویسنده و تهیه کننده آمریکایی میباشد. وی همچنین موسس آموزشگاه اکتورز استودیو نیویورک میباشد. الیا کازان دو بار اسکار بهترین کارگردانی، چهاربار جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی و سه بار جایزه تونی را تصاحب نموده همچنین بارها نامزد و برنده جشنوارههای جهانی نظیر جشنواره فیلم کن و جشنواره فیلم ونیز نیز شدهاست. کازان یک تندیس اسکار نیز برای یک عمر دستاورد هنری دریافت کرده است. فیلمشناسی
چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 9:36 :: نويسنده : علي عبدالله گل
عبدالله گل (به ترکی: Abdullah Gül) یازدهمین رییس جمهور کشور ترکیه است. زندگینامهاو در سال (زادهٔ ۲۹ اکتبر ۱۹۵۰) در قیصریه (کایسری) بدنیا آمده است. پدرش احمد حمدی گل یکی از کارکنان کارخانه هواپیما سازی در قیصریه بوده است. این شهر از گذشته به پایبندی به آداب و سنن شرقی و اسلامی مشهور بوده و در دوران سلسله سلجوقیان یکی از مراکز علمی و فرهنگی اسلام در ترکیه به شمار می رفته است. عبدالله گل تحصیلات مقدماتی را در مدرسه قاضی پاشا و تحصیلات متوسطه در مدرسه امامان و واعظان به پایان رسانید. او لیسانس و فوق لیسانس خود در را در رشته اقتصاد از دانشگاه اقتصاد استانبول دریافت و در بین سالهای ۷۸-۱۹۷۶ پایان نامه خود را در رابطه تکامل روابط اقتصادی در مقطع دکتری در دانشگاه لندن ارائه نمود. فعالیتاو بلافاصله پس از مراجعت از انگلستان به عنوان استاد اقتصاد در دانشگاه ساکاریه مشغول به تدریس شد. عبدالله گل در سال ۱۹۸۰ در روزهای اولیه بازدواج توسط پلیس دستگیر و به اتهام عضویت و فعالیت در گروهی موسوم به سنجاق چند ماهی را در زندان مشهور متریس استانبول زندانی گشت. گل در بین سالهای ۹۱-۱۹۸۳ در جده به عنوان اقتصاد دان در بانک توسعه اسلامی مشغول بود و در کنار تسلط به زبان عربی موفق به دریافت درجه استاد دستیار در اقتصاد بین المللی شد. در سال ۱۹۹۱از حزب رفاه در منطقه ساکاریه راهی مجلس گشت و تا سال ۱۹۹۵ عضو کمسیون برنامه ریزی و بودجه مجلس و از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ عضو کمیته امور خارجه مجلس بود.پس از انحلال حزب رفاه در سال ۱۹۹۹ عضو حزب فضیلت گشته و پس از ممنوعیت حزب فضیلت ترکیه ، در سال ۲۰۰۱ با دوستش رجب طیب اردوغان حزب عدالت حاکم و توسعه را تاسیس و دوباره وارد مجلس شد. و در ۲۰۰۷ به سمت ریاست جمهوری انتخاب شد. چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 8:50 :: نويسنده : علي
نام یکی از استانهای ترکیه است که مرکز آن هم شهری است به همین نام.
نگارخانه
شبنم فراح
زندگیشبنم فراح در ۱۲ آوریل ۱۹۷۲ در یالووا از پدر و مادری مقدونیهای زاده شد. او نخستین آموزش موسیقی را از پدرش که آموزگار بود آموخت و نخستین گیتارش را در سال نخست دبیرستان بورسا نامیک سوزری دریافت کرد و دورهٔ گیتار اکوستیک را گذراند. درسال دوم به کمک پدرش یک استودیو کرایه کرد واولین گروهش را با نامپگاسوس پدید آورد. پگاسوس نخستین تجربهاش را در جشنوارهٔ راک بورسا در سال ۱۹۸۲ به دست آورد. چهار شنبه 8 آذر 1391برچسب:, :: 8:38 :: نويسنده : علي مهمت اکور
او در سال ۲۰۰۱ در رتبه ۳۷ در قرعهکشی سالیانه ان بی ای به تیم دترویت پیستونز تعلق گرفت. درباره وبلاگ ![]() با سلام و ادب خدمت شما سروران گرامي و عزيز . هدف من از ايجاد اين وبلاگ معرفي و شناساندن اصالت ريشه فرهنگ سنن بزرگان مشاهير و آثارباستاني شهر و روستاهاي اقوام متمدن آذري و ترك زبان مي باشد . ضمنآ بدون هيچ وابستگي به جناح و حزبي مديريت ميشود . خواهشمند است نظرات ارشادي خود را جهت هر چه بهتر شدن وبلاگتون ارائه فرمائيد . منتظرتون هستم . با سپاس آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |